السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
382
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، و همچنين وجوه ديگرى كه در اين باره ارائه شده وجوه سديدى نيست . مساله اتصال به سياق آيات قبل و اشتراكش با آنها در سياق تكليف اقتضاء مىكند كه اشاره به كلمه « هذا » اشاره به ذكر خدا بعد از فراموشى باشد ، و معنايش اين باشد : اميدوار باش كه پروردگارت تو را به امرى هدايت كند كه رشدش از ذكر خدا بعد از نسيان بيشتر باشد ، و آن عبارت است از ذكر دائمى و بدون نسيان . در نتيجه آيه شريفه از قبيل آياتى خواهد بود كه رسول خدا ( ص ) را به دوام ذكر دعوت مىكند ، مانند آيه « وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ وَلا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِينَ » « 1 » چون به ياد چيزى افتادن بعد از فراموش كردن و به ياد آوردن و به خاطر سپردن كه ديگر فراموش نشود خود از اسباب دوام ذكر است . و عجب از مفسرينى « 2 » است كه كلمه « هذا » را در آيه شريفه اشاره به داستان اصحاب كهف گرفته و گفتهاند : معناى آيه اين است كه « بگو اميد است خداوند از آيات داله بر نبوتم معجزاتى به من بدهد كه از نظر ارشاد مردم به دين توحيد مؤثرتر از داستان اصحاب كهف باشد » ولى خواننده ضعف اين توجيه را خود مىفهمد . و از اين عجيبتر كلامى است كه از بعضى « 3 » از مفسرين نقل شده كه گفتهاند اشاره « هذا » به فراموش شده است ، و معناى آيه اين است كه « از خدا بخواه كه وقتى چيزى را فراموش كردى به يادت بياورد ، و اگر به يادت نياورد بگو اميد است پروردگارم مرا به چيزى هدايت كند ، كه از آن فراموش شدهام بهتر و نفعش از آن بيشتر باشد » . باز از اين هم عجيبتر كلام بعضى « 4 » ديگر از آنان است كه گفتهاند جمله * ( « وَقُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ . . . » ) * عطف تفسيرى بر جمله * ( « وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ » ) * مىباشد و معنايش اين است كه اگر نسيانى از تو سر زد به سوى پروردگارت توبه ببر ، و توبه ات اين است كه بگويى « اميد است پروردگارم مرا به نزديكتر از اين به رشد هدايت فرمايد » . ممكن هم هست بگوييم وجه دوم و سوم يك وجه است و به هر حال چه يكى باشد و چه دو تا بناء هر دو بر اين است كه مراد از جمله « نسيت » مطلق نسيان باشد ، و حال آنكه خواننده عزيز اشكالش را فهميد .
--> ( 1 ) خداى خود را با تضرع و پنهانى و بى آنكه آواز بركشى در دل خود در صبح و شام ياد كن و از غافلان مباش . سوره اعراف ، آيه 205 . ( 2 ) كشاف ، ج 2 ، ص 715 . و روح المعانى ، ج 15 ، ص 251 . ( 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 251 .